In My Mind

لالایی ها؛ افسانه ها؛ دروغ ها

بچه ها! می خوام براتون قصه بگم

قصه های تلخ و شیرین

از آدمای خوب؛ آدمای بد؛ چاه ها

لالایی ها؛ افسانه ها و دروغ ها.

دختر بیا اینجا؛ کنار من

می خوام آواز بخونم از آسمونای بی ابر و آفتابی

از پری های دریایی؛ چیزای بی ارزش؛ چیزای با ارزش

در لالایی ها؛ افسانه ها و دروغ ها

لالایی ها؛ افسانه ها؛ دروغ ها؛ دروغ ها

لالایی ها؛ افسانه ها؛ دروغ ها.

یه آواز می خونم و بعد می رم

با لالایی ها؛ افسانه ها؛ دروغ ها.

شاید ناراحتتون کنم؛ شاید شاد

شاید هم اشکتونو در بیارم

اما همین که رفتم میگین کاش اینجا بود

با لالایی ها؛ افسانه ها؛ دروغ ها.

حالا که اینطوره گیتارو بدین به من

به چشمای من نگا کنین

شما رو به جاهایی می برم که تا حالا نرفتین

با لالایی ها؛ افسانه ها؛ دروغ ها

لالایی ها؛ افسانه ها؛ دروغ ها؛ دروغ ها

لالایی ها؛ افسانه ها؛ دروغ ها.

یه آواز می خونم بعد می رم

با لالایی ها؛ افسانه ها؛ دروغ ها.

شل سیلور استاین

*****************************************

خورشید نیمه شب

از صبح زود تا آخر شب

می دوم

معشوقه هایی دارم

که تو آنها را نمی شناسی

به کسی نیاز دارم که پنهانم کند

از دست احمقی که در درونم است.

دوست دارم به جایی گرم و امن بروم.

تو خورشید درخشان نیمه شبم هستی

شمع فروزان راهنمای من.

درخشان ترین ستاره هستی

حتی در روزهای تاریک و ابری

همه چیز رو به راه می شود

وقتی که خورشید درخشان نیمه شب مرا لمس کند.

تا کنون نگفته ام

وقتی با تو هستم

بیشتر احساس آرامش می کنم

و صبح زود

تن گرمت را حس می کنم.

بیش از آنکه چشم باز کنم

به طرف تو دست دراز می کنم.

تو خورشید درخشان نیمه شبم هستی

شمع فروزان راهنمای من.

درخشان ترین ستاره هستی

حتی در روزهای تاریک و ابری

همه چیز روبراه می شود

وقتی که خورشید درخشان نیمه شب مرا لمس می کند.

شل سیلور استاین

 

نوشته شده در ۸ اردیبهشت ۱۳۸٤ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ توسط نازیلا نظرات () |


بزرگترين سايت خدمات دهي به فارسي زبانان